سديد الدين محمد عوفى
506
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
امير المؤمنين « 1 » عمر بن عبد العزيز « 2 » باز نمودم كه مرا بر يزيد مهلب پنجاه هزار دينار است و به دست من هيچ « 3 » حجت « 4 » نيست و مىترسم كه او را در حبس وفات رسد « 5 » و مال من مستهلك شود . اگر امير المؤمنين مرا « 6 » اجازت فرمايد تا به نزديك او روم و حق خويش « 7 » به هر نوع كه ممكن شود « 8 » از وى « 9 » طلب كنم از حسن مودّت و « 10 » معدلت امير المؤمنين « 11 » بديع نبود . و غرض من از تقديم « 12 » مقدمه آن بود تا او را يكبار « 13 » ببينم و حسن عهدى « 14 » به جاى آورم « 15 » . چون عمر بن عبد العزيز « 16 » مرا اجازت داد در حال به زيارت او رفتم ، يزيد را ديدم كه « 17 » نشسته بود « 18 » و بندى گران « 19 » بر پاى او « 20 » نهاده « 21 » و موكلان عنيف « 22 » در پيش او نشسته بودند « 23 » . چون مرا بديد « 24 » تعجب كرد « 25 » و گفت : چهگونه نزديك من راه يافتى ؟ من تعبيهاى كه ساخته بودم و حيلتى كه پرداخته « 26 » با وى تقرير كردم « 27 » . يزيد « 28 » بفرمود « 29 » تا وكيلان وى پنجاه هزار دينار به من تسليم كردند « 30 » و گفت : نشايد « 31 » كه جماعتى گويند كه سعيد بن عمرو با عمر بن عبد العزيز دروغ گفت « 32 » و تزوير كرد سعيد
--> ( 1 ) بنياد - المؤمنين ( 2 ) بنياد - عمر بن عبد العزيز ، مج - ابن عبد العزيز ( 3 ) مج - هيچ ( 4 ) مج : حجتى ( 5 ) مپ 2 : يابد ( 6 ) مج - مرا ( 7 ) مج + از وى ( 8 ) مپ 2 - به هر نوع كه ممكن شود ( 9 ) مج - از وى ( 10 ) مپ 2 - حسن مودت و ، مج - مودت و ( 11 ) مج : او ( 12 ) مج : تقرير ( 13 ) متن - تا او را يك بار ( 14 ) متن : حسن العهد ( 15 ) مپ 2 - و غرض من . . . جاى آورم ( 16 ) مپ 2 - عمر بن عبد العزيز ( 17 ) مپ 2 : در حال برفتم و او را بديدم ، مج - كه ( 18 ) مپ 2 و مج - بود ( 19 ) مج : بند گران ( 20 ) مپ 2 - او ( 21 ) مج - او نهاده ( 22 ) مپ 2 - عنيف ( 23 ) مپ 2 و مج - بودند ( 24 ) متن و مپ 2 : بديدند ( 25 ) متن و مپ 2 : كردند ( 26 ) مپ 2 - و حيلتى كه پرداخته ( 27 ) مج : باز گفتم ( 28 ) متن و مپ 2 - يزيد ( 29 ) متن : فرمود ( 30 ) مج : كنند ( 31 ) متن و مپ 2 : شايد ( 32 ) مج : گفته